الفتال النيسابوري ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
528
روضة الواعظين و بصيرة المتعظين ( فارسي )
گنهكارم ولى دوستى تو در دل من است ، دستهاى آكنده از گناه را به سوى تو بركشيدهام و چشمان آكنده از اميد را به سوى تو دوختهام . اى مولاى من ! تو بزرگترين بزرگانى و من اسيرتر اسيران . من اسير گناه و در گرو جرم خويشتنم ، اگر تو با گناه من مرا بازخواست فرمايى ، من با توجه به كرم تو از تو درخواست مىكنم و اگر به ستم من مرا باز خواست فرمايى ، من با توجه به عفو تو از تو درخواست مىكنم . پروردگارا ! اگر فرمان دهى كه مرا در آتش افكنند ، به دوزخيان خبر خواهم داد كه من لا إله الا اللَّه و محمد رسول اللَّه مىگفتهام . پروردگارا ! طاعت و فرمانبردارى بنده تو را شاد مىكند و معصيت بنده تو را زيانى نمىرساند ، خدايا آنچه تو را شاد مىكند به من ارزانى دار و آنچه را كه براى تو زيان ندارد بر من ببخشاى كه تو مهربانترين مهربانانى . ( 1 ) امام صادق ( ع ) فرموده است روزى در حالى كه ابراهيم خليل ( ع ) در كوهى كه كنار بيت المقدس است به جستجوى چراگاهى براى گوسپندانش بود ، آوايى شنيد و متوجه مردى بلند قامت شد كه دوازده وجب طول قامتش بود و نماز مىگزارد ، خليل ( ع ) به او گفت : اى بندهء خدا براى چه كسى نماز مىگزارى ؟ گفت : براى خداى آسمان . پرسيد : آيا كسى از قوم تو باقى مانده است ؟ گفت : نه ، گفت : از كجا و چه چيز مىخورى ؟ گفت : در تابستان از ميوههاى اين درخت مىچينم و در زمستان از آن مىخورم . پرسيد : خانهات كجاست ؟ با دست به كوهى اشاره كرد ، ابراهيم ( ع ) فرمود : آيا ممكن است مرا با خود به خانهات ببرى كه امشب را پيش تو باشم ؟ گفت : بين راه آبى است كه از آن نمىتوان گذشت . پرسيد : تو خود چه مىكنى ؟ گفت : من بر روى آب راه مىروم . فرمود : مرا با خود ببر ، شايد خداوند آنچه به تو ارزانى داشته است به من هم ارزانى فرمايد . آن مرد عابد دست ابراهيم ( ع ) را گرفت و راه افتادند و چون به آب رسيدند ، هر دو بر روى آن حركت كردند و به خانهء او رسيدند . ابراهيم ( ع ) از او پرسيد : كدام روز بزرگتر و سختتر روزهاست ؟ گفت : روز دين ، روزى كه مردم از يك ديگر مىگريزند . ابراهيم فرمود : آيا موافقى كه تو و من دست بر آسمان برداريم و به پيشگاه خداى عز و جل دعا كنيم كه از شر آن روز مرا در امان بدارد ؟ گفت : دعاى من براى تو چه سودى دارد كه سه سال است دعايى مىكنم و برآورده نشده است . فرمود : آيا به تو بگويم كه چرا دعايت برآورده نشده است ؟ گفت : آرى ، فرمود : چون خداوند بندهيى را دوست بدارد دعاى او را دير برآورده مىفرمايد . تا آنكه بنده بيشتر با او مناجات و از او استدعا و مسألت كند و هر گاه